داستان ال بویی-رستورانی که آشپزی را متحول کرد
آن شغل تابستانی، به یک شیفتگی عمیق و پایدار تبدیل شد. آدریا گفته بود: «تا ۲۰ سالگی دهانم را کشف نکرده بودم. بعد، مثل یک بچه، نمیتوانستم دست از پرسیدن “چرا؟” بردارم.» این جملات برداشتی از خاطرات فران آدریا سرآشپز رستوران البویی از اولین لحظات آشناییاش با این رستوران بود. رستورانی اسپانیایی که برای چند سال متوالی به عنوان بهترین رستوران جهان انتخاب شد و اتفاقات و خلاقیتهایی که در آن در جریان بود بر آشپزی بعد از خودش تاثیری عمیق گذاشت. شاید بتوان گفت که در پس آرزوها و نوآوریها و تلاشهای سرآشپزهای جوان میراثی از اقداماتی که فران آدریا و تیم ال بویی انجام دادند نهفته است.
سرآشپزهای سراسر جهان نه فقط نوآوریهای خیرهکننده و سرگیجهآور او، بلکه فلسفهاش را هم پذیرفتهاند: پیوند دادن علم و آشپزی؛ استفاده از غذا نه فقط برای لذت و سیر کردن، بلکه برای شگفتزده کردن و برانگیختن حسها؛ و از همه مهمتر، بازآفرینی مداوم. فرن دوست دارد بگوید: «کاری که ما کردیم، خلق یک واژگان جدید، یک زبان جدید برای آشپزی بود.»
این واژگان تازه، استعارههای شگفتآوری هم ساخته است: کوکتلهای «اژدهایی» که باعث میشوند نوشنده دود از دهانش بیرون بدهد، یا «خاویار»هایی ساختهشده از گویچههای ریز روغن زیتون. اما دستور زبان او ــ یعنی شیوهای که بشقابها را کنار هم میچیند ــ حتی شگفتانگیزتر است. داغ به سرد تبدیل میشود، شیرین به شور، جامد به مایع یا هوا. آشپزی آدریا با انتظارات مهمان بازی میکند، دستهبندیهای تثبیتشدهی طعم و بافت را زیر سؤال میبرد، و مدام، به طرز معجزهآسایی، شگفتی میآفریند.
در ادامه تاریخچهای کوتاه از این رستوران که در سال ۲۰۱۱ تعطیل و به بنیاد البویی تبدیل شد را میخوانید.
تولد یک افسانه: تاریخچه و آغاز به کار ال بویی
هانس و مارکتا شیلینگ زوج آلمانی الاصل علاقمند به سفر، غذا و تجربیات ویژه برای گذراندن تعطیلات تابستانی به کاستا براوا رفتند و انقدر عاشق این منطقه و ساحلش شدند، که تصمیم گرفتند آنجا زمینی بخرند. این زمین کمی بالاتر از جایی بود که در آینده به رستوران البویی تبدیل شد. خانواده شیلینگ در این زمین خانهای ساختند و ساکن شدند و مدتی بعد زمین دیگری خریدند و در سال ۱۹۶۱ در آن یک باشگاه گلف تاسیس کردند.
از بار ساحلی تا رستورانی لوکس
خانواده شیلینگ به واسطه علاقه به سگهای فرنچ بولداگشان نام ال بویی برای باشگاه گلف انتخاب کردند. ال بویی در سالهای اولیه فعالیتش، زمین گلف بود و برای غواصان و گردشگران نوشیدنی سرو میکرد و بین مردم به نام بارآلمانیها معروف بود. اما در سال ۱۹۶۴، به یک رستوران گریل روم تبدیل شد. منوی اولیه این رستوران شامل غذاهای سادهای مثل مرغ کبابی، ران بره، و ماهی تازه بود که حالوهوای مدیترانهای داشت و برای توریستهای فرانسوی و آلمانی جذاب بود. دکتر هانس شیلینگ، صاحب این رستوران، به آشپزی علاقه داشت و در سفرهایش به رستورانهای برتر اروپا، از پاریس تا زوریخ سر میزد و ایدههایی برای ارتقای ال بویی جمعآوری میکرد. مارکتا، همسرش هم با مدیریت دقیق، فضایی گرم و دلپذیر در این رستوران ایجاد کردهبود. این زوج رویای خلق تجربهای فراتر از غذا برای مهمانانشان داشتند، جایی که مهمانان غذاهای خوشمزه بخورند و لحظاتی دلپذیر را تجربه کنند. در ۱۹۷۵، ژان-لویی نیشل، سرآشپز فرانسوی، به ال بویی پیوست و منو را با سبک نوول کوئیزین متحول کرد، سبکی که با سسهای سبک، مواد تازه، و ارائههای زیبا شناخته میشد. غذاهایی مثل لابستر با سس شری یا اردک با پرتقال، ال بویی را به سطحی بالاتر برد. شیلینگ، نیشل را به بازدید از رستورانهای برتر اروپا، مانند «لا مر شارل» آلن شاپل، تشویق کرد، و حاصل این تجربیات در منوهای بعدی این رستوران دیده شد. در سال ۱۹۷۶، ال بویی اولین ستاره میشلن را کسب کرد، افتخاری که آن را در میان رستورانهای برتر اسپانیا قرار داد.
در ۱۹۸۰، نیشل به بارسلونا رفت و ژولی سولر، مدیریت این رستوران را بر عهده گرفت. سولر، که به گفته خودش عاشق خلق تجربههای لذتبخش برای مهمانان بود، با انتخاب سرآشپزهایی مثل ژان-پل وینای و ایو کرامر، روح تازهای به رستوران دمید. در ۱۹۸۲، ال بولی دوباره یک ستاره میشلن گرفت، این بار با تأثیری قویتر از نوول کوئیزین. سولر تیم خود را به بازدید از رستورانهای برتر فرانسه، بلژیک، و آلمان تشویق میکرد. از طرفی دکتر شیلینگ ظروف و تجهیزات رستوران را از آلمان وارد کرد تا ال بویی را به استانداردهای جهانی نزدیکتر کند. با وجود پیشرفت، ال بویی با چالشهایی مثل مسیر خاکی کالامونتجوی و نبود تلفن تا ۱۹۷۷ روبهرو بود. اما تبلیغات دهانبهدهان گردشگران و محلیها، این رستوران را به مقصدی محبوب تبدیل کرد. منوهای آن زمان، که در اسناد بنیاد ال بولی حفظ شدهاند، ترکیبی از غذاهای توریستی (مثل استیک فلفلی) و تأثیرات فرانسوی (مثل سسهای سبک) بودند.
ورود فران آدریا و آغاز تحول
در تابستان ۱۹۸۳، فران ادريا، جوانی ۲۱ ساله که در نیروی دریایی اسپانیا آشپزی میکرد، به پیشنهاد دوستش فَرمی پوج (Fermí Puig) (سرآشپز آینده رستوران درولما) به ال بویی رفت. فران آدریا درباره خاطراتش از پیوستن به البولی گفته که بار اولی که از دوستش شنید ال بولی دوبار ستاره میشلن گرفته و یک رستوران لوکس است، اصلا با چنین مناسباتی آشنا نبود و در مسیر و زمانی که جاده خاکی کالامونتجوی را دید فکر کرد چطور یک رستوران لوکس چنین مسیری دارد!
آدریا در سال ۱۹۸۴ بهعنوان آشپز به تیم البولی پیوست، در اکتبر همان سال به همراه کریستین لوتو سرآشپز رستوران شد، و مارس ۱۹۸۷ سرآشپز اصلی این رستوران شد. او در سال ۱۹۸۷، در یک کنفرانس آشپزی در نیس شرکت کرد. در این کنفرانس با ژاک ماکسیمن سرآشپز فرانسوی درباره خلاقیت صحبت کرد و این سرآشپز به او درباره خلاقیت گفت: «خلاقیت یعنی کپی نکردن»، و این جمله آدریا را به خلق سبکی منحصربهفرد برای ال بویی سوق داد.
مارس ۱۹۸۵، آلبرت آدریا، برادر ۱۵ ساله فران هم به ال بولی پیوست. آلبرت در خاطراتش مینویسد: «کالامونتجوی خاکستری و غمزده بود، اما بهشت من شد. از مدرسه بیزار بودم و وقتی به ال بولی آمدم، شوق و کنجکاوی آیندهام را پر کرد.» او که به دلیل حساسیت ارثی به صدف نمیتوانست با غذاهای دریایی کار کند، در بخشهای مختلف آشپزخانه مشغول شد و زمانی که قناد رستوران در سال ۱۹۸۷، رستوران را ترک کرد، آلبرت این نقش را بر عهده گرفت. او رموز قنادی را تحت آموزش کریستین لوتو، که کارش، ریشه در مکتب لیون داشت، آموخت و به یکی از نوابغ ال بولی تبدیل شد. آلبرت میگوید: «تو همان چیزی هستی که میپزی، و همان چیزی را میپزی که هستی.»
فلسفه آشپزی فران آدریا در ال بویی: خلاقیت بیحد و مرز
فلسفه آشپزی فرن آدریا، بر پایه خلاقیت بیمرز و پیروی نکردن از قواعد بود. او به جای بازتولید سنتها، دست به خلق دنیایی نو زد و آشپزی را به تجربهای فراتر از آماده کردن وعدهای برای سیر شدن تبدیل کرد. ال بویی جایی بود که هر بشقاب، قصهای نو داشت و سفری به دنیای طعمها و احساسات بود.
در خاطرات آلبرت آدریا و Christian Lutaud کریستین لوتو سرآشپز همکار فران آدریا، آمده که ال بویی نیمی از سال به خاطر کمبود مشتری تعطیل بود. این زمان برای آنها به فرصتی برای مطالعه، تست دستورهای پخت و کسب تجربیات جدید تبدیل شد، تا جایی که بعد از شهرت رستوران هم ادامه داشت. ال بویی در اوج شهرت تنها شش ماه از سال آن هم تنها برای وعده شام میزبان علاقمندان بود و اوقات تعطیلی زمانی برای آزمایش و خلاقیت بود. این آزمایشها در روزهای کاری رستوران و پیش از آغاز سرویسها هم انجام میشد تا جایی که به تاسیس آزمایشگاه خلاقیت ال بویی تالر منجر شد. این آزمایشگاه خلاقیت ابتدا در رستوران کار میکرد و فضایی مستقل نداشت اما از سال ۲۰۰۰ فعالیت مستقلش را در فضایی جدید آغاز کرد. نوآوریهایی مثل فومها، ژلها، و کرههای ژلهای حاصل تلاش تیم ال بویی در آزمایشگاه خلاقیت است.
آشپزی مولکولی و تکنیکهای ساختارشکنانه (Spherification, Foams, Gels)
آشپزی مولکولی و تکنیکهای ساختارشکنانه فرن آدریا، رویکردی علمی و تجربی به غذاست که با تغییر شکل بافت، مزه و تجربه حسی غذا بازی میکند.
Spherification(کُرهسازی): مایعات را به شکل «کپسول یا زیتون کاذب» با پوسته نازک درمیآورد که در دهان میترکد.
Foams (فومها): عصاره مواد غذایی به کف سبک تبدیل میشود تا طعم خالص و بافتی هوایی ایجاد کند (مثل «هوای پارمزان»).
Gels (ژلها و ژلاتینهای نو): مایعات با بافتهای متفاوت ژلهای یا ورقهای در میآیند، بدون تغییر طعم اصلی.
هدف این تکنیکها ایجاد تجربهای تازه از طعمهای آشنا است. با این حال فران آدریا شیوه کارش را آشپزی مولکولی نمیداند و کارش را آشپزی دیکانستراکتد deconstructed cuisine یا آشپزی آوانگارد معرفی میکند.
منوی چشایی (Tasting Menu): سفری حسی و هیجانانگیز
منوی چشایی رستوران ال بویی یکی از جذابیتهای این رستوران بود. این منو بهجای یک یا دو بشقاب اصلی، شامل مجموعهای از غذاهای کوچک و متوالی است که هرکدام داستان و حس متفاوتی دارند. هدف این منو، سفر حسی و کشف تدریجی طعمها، بافتها و رایحههاست.
ویژگیها:
تنوع مزه و بافت: هر لقمه، تجربهای تازه و غیرتکراری ارائه میدهد.
داستانپردازی در غذا: سرآشپز، منو را مثل یک سناریو میچیند؛ از لقمههای سبک آغاز میشود، به طعمهای عمیقتر و سنگینتر میرسد و با دسر یا نوشیدنی خاص پایان مییابد.
تعادل در حجم: با وجود تعداد زیاد غذاها، هر بخش کوچک و حسابشده است تا کل تجربه سبک و لذتبخش بماند.
عنصر شگفتی: بسیاری از رستورانهای خلاق، تکنیکهای مدرن مثل فومها، اسفرهسازی یا ژلها را به کار میگیرند تا هر بشقاب، لحظهای شگفتی خلق کند.
این نوع منو، همان چیزی است که ال بویی و فرن آدریا را به یک مقصد افسانهای برای عاشقان غذا تبدیل کرد؛ جایی که شام شبیه یک سفر چندساعته در دنیای طعم و تخیل بود. انگار که در جهان نقاشیهای سالوادور دالی هنرمند سورئالیست غذا میخوری و هر لحظه غافلگیر میشوی.
نوآوریها و تأثیر ال بویی بر دنیای آشپزی
ال بویی، با نقش کلیدی در خلق غذاها و دسرها و نوآوریهای تکنیکی، و همکاریهای گسترده با برندها، دانشگاهها، و طراحان، آشپزی را به زبانی جهانی تبدیل کرد. موزه ال بولی ۱۸۴۶ که در ساختمان رستوران تاسیس شد، نشان میدهد که این رستوران نهفقط مکانی برای سرو غذا، بلکه جایی برای هنر، علم، و تخیل و تحقیق و آزمایش بود. از خلیج کالامونتجوی تا تأثیر بر سرآشپزهایی مثل رنه ردزپی و خوزه آندرس، ال بولی همچنان الهامبخش جهانیان است. فران آدریا درباره آشپزی میگوید: « آشپزی اولین حرفهای بود که بشر دنبال کرد. از آن زمان، ما شاهد یک تکامل بیپایان در تاریخ آشپزی بودهایم؛ ما مدام امکانات جدیدی کشف میکنیم. بنابراین، قطعاً میتوان به آشپزی بهعنوان یک آزمایش مداوم نگاه کرد.» این نقل قول از او که در مصاحبهای در سایت the talks منتشر شده، هسته مرکزی کار او و میراثی که برای آشپزی و دانش غذا به جا گذاشته را نشان میدهد.
تربیت نسل جدیدی از سرآشپزهای بینالمللی
ال بویی توانست با شیوه کاری متفاوتش، تعداد زیادی از سرآشپزهای خلاق را به صورت مستقیم و غیر مستقیم، تربیت کند. هر یک از این افراد پس از ترک البویی مسیری تازه در دنیای آشپزی را آغاز کردند و به ستارههای دنیای غذا تبدیل شدند.
رنه ردزپی، سرآشپز افسانهای رستوران Noma، از جمله شاگردان البویی است که فلسفه محلی و نوردیک خود را با الهام از تجربههای ساختارشکنانه آدریا شکل داد. آندونی لویس آدوریس هم با رستوران Mugaritz در اسپانیا، به شاعری در آشپزی مدرن معروف شد و بسیاری از ایدههای تجربی خود را مدیون سالهایی است که در آشپزخانه البویی سپری کرد.
در آن سوی اقیانوس اطلس، گرانت آکاتز در شیکاگو رستوران Alinea را به یکی از خلاقترین مقاصد آشپزی جهان تبدیل کرد. او با الهام از تکنیکهایی مثل اسفریفیکیشن، فومها و ژلها که در البویی آموخته بود، آشپزی مولکولی را در آمریکا به اوج رساند.
خوزه آندرس، دیگر شاگرد اسپانیایی البویی، بعدها با آوردن تاپاس مدرن به آمریکا و تأسیس World Central Kitchen نهتنها در آشپزی، بلکه در کمکهای بشردوستانه هم به یک چهره جهانی تبدیل شد. و البته آلبرت آدریا، برادر فرن و مغز خلاق پشت دسرهای البویی، پس از بستهشدن رستوران با افتتاح Tickets و Enigma در بارسلونا، میراث خانواده آدریا را ادامه داد.
استفانو بایوکو، سرآشپز فعلی هتل گرند ویلا فلترینلی در ایتالیا، از رستوران البویی به عنوان فضایی سرشار از کمالگرایی و سختکوشی یاد میکند؛«دورانی که در ال بولی گذراندم، یکی از زیباترین تجربههای زندگیام بود. آنجا جایی بود که خلاقیت در هوا موج میزد. هر روز بشقابهای تازه، ایدههای تازه و مفاهیم تازه در حال کشف و آزمایش بودند. به نظر من برای اینکه موفقیت پایدار بماند، رهبر باید همیشه در محل حضور داشته باشد. آدریا همیشه در ال بویی حاضر بود. اگرچه گاهی بیشازحد دقیق و حتی وسواسی بود، اما هرگز بیادب نبود. موفقیت او به تواناییاش در خلق، سازماندهی و همکاری با تیم ارزشمندش هم برمیگردد.»
جوایز و افتخارات: ال بویی در اوج شهرت جهانی
در ۱۹۹۵، راهنمای «بهترینهای گاسترونومی» به ال بویی امتیاز ۹.۷۵ داد، بالاترین امتیاز تا آن زمان، و راهنمای گولت و میلو آن را همردیف رستورانهای برتر فرانسه قرار داد. در ۱۹۹۷، ال بویی سومین ستاره میشلن را گرفت و جایگاهش را بهعنوان پیشگام آشپزی تثبیت کرد.
این رستوران، از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹، پنج بار توسط مجله Restaurant با رأی بیش از ۵۰۰ منتقد و سرآشپز بهعنوان بهترین رستوران جهان انتخاب شد. ال بویی با ظرفیت پذیرایی از ۸,۰۰۰ مشتری در هر فصل (ژوئن تا دسامبر) و دو میلیون درخواست رزرو، مقصدی جذاب برای علاقمندان بود. وعدههای غذایی، با هزینهای حدود ۲۵۰ یورو، تجربهای حسی و تئاتری بودند که مهمانان را با شگفتیهایی حسی به وجد میآورد.
ژوئل روبوشون، سرآشپز افسانهای فرانسوی با ۳۱ ستاره میشلن، در ۱۹۹۶ فران آدریا را «جانشین» خود و در ۲۰۰۹ «خلاقترین سرآشپز جهان» خواند. در ۲۰۰۳، فران آدریا در ضمیمه نیویورک تایمز بهعنوان چهره موج جدید آشپزی اسپانیا معرفی شد، و در ۲۰۰۴، در فهرست ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان مجله تایم معرفی شد. ال بویی درسال ۲۰۰۷، به جشنواره هنری داکومنتا ۱۲ در کاسل آلمان دعوت شد، اولین رستورانی که بهعنوان یک «پاویون» هنری شناخته شد و به جای بردن غذاها به نمایشگاه، هر شب دو بازدیدکننده به کالامونتجوی دعوت میشدند تا تجربه ال بویی را در خود رستوران حس کنند. فران آدریا در ۲۰۰۳، همکاری با پره کاستییس، دانشمند خوراکشناس، را آغاز و دپارتمان علمی ال بوییتالر را راهاندازی کرد تا بافتهایی مثل فومها و ژلها را تحلیل کند. او تأکید داشت که خلاقیت ال بویی ریشه آشپزانه دارد، نه علمی، و اصطلاح «آشپزی مولکولی» را برچسبی بازاریابی میدانست.
کسب سه ستاره میشلن و حفظ آن
رستوران البویی نهتنها سه ستاره میشلن را بهدست آورد، بلکه سالها توانست این جایگاه افسانهای را حفظ کند. سه ستارهای که بهمعنای «ارزش یک سفر ویژه» است، در البویی به شکلی کامل معنا مییافت؛ مهمانانی که از سراسر جهان به خلیج کوچک کالا مونجویی در کاتالونیا میآمدند، میدانستند که قرار است تجربهای فراتر از یک شام معمولی داشته باشند. محبوبیت ال بویی بر شکوفایی اقتصادی و توریستی منطقه تاثیری مثبت داشت.
جالب اینجاست که ال بویی با وجود شهرت جهانی و میلیونها درخواست رزرو در سال به دنبال حداکثر سود مالی نبود. فرن آدریا گفته بود:
«اگر هدفمان پول بود، میتوانستیم برای منو ۱۰۰۰ یورو بگیریم. اما البویی همیشه درباره خلاقیت بود، نه پول.»
صفهای انتظار چند میلیونی و شهرت بیسابقه
البویی سالانه حدود ۷۰۰۰ تا ۸۰۰۰ مشتری پذیرش میکرد، اما درخواست رزرو آن از میلیونها نفر فراتر میرفت. شهرت جهانی و نوآوریهای آشپزی در این رستوران باعث شده بود تا رزور میز در این رستوران غیر ممکن شود.
چرا ال بول تعطیل شد؟ تصمیمی جسورانه در اوج محبوبیت
در سال ۲۰۱۰، فران ادريا اعلام کرد که ال بولی در ۲۰۱۱ تعطیل میشود تا به مرکزی برای خلاقیت تبدیل شود. آخرین وعده ال بویی در ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۱، با حضور سرآشپزهای برجستهای مثل رنه ردزپی (نوما) و خوزه آندرس (مینیبار) که در ال بویی آموزش دیده بودند، برگزار شد. این شب با هلو ملبا، دسری نمادین، پایان یافت.
فشار خلاقیت مداوم و نیاز به تحول
یکی از دلایل تعطیلی ال بویی فشار کاری پذیرایی از مهمانان با منویی خلاقانه و غیر تکراری بود که به گفته فران آدریا کاری بسیار سخت و زمانبر و پرفشار بود.
لیزا آبدن، نویسنده کتاب شاگردان جادوگر که فصل ۲۰۰۹ ال بویی را روایت میکند، درباره تعطیلی این رستوران گفته: «فکر میکنم او در زمان خوبی تعطیل کرد. هرچه باید انجام میداد، انجام داده است. چیزی باقی نمانده که یک سرآشپز بخواهد و او نکرده باشد. انگیز او خلق کردن است. سخت است که هر شب ۵۰ نفر را سیر کنی، و در عین حال بتوانی خلاق باشی. این حرکت بسیار هوشمندانهای است تا کیفیت کارش از بین نرود و با شرایط خودش در بازی بماند.»
مشکلات مالی و عدم سودآوری با وجود شهرت
بنا به گفتهها فران آدریا این رستوران در سالهای آخر فعالیتش با وجود شهرت، سوداوری مالی برای مجموعه نداشت.
تبدیل ال بول به “بنیاد ال بول” (elBulli Foundation)
در سال ۲۰۱۳، بنیاد ال بولی با همکاری فران و آلبرت آدریا، و ژولی سولر تأسیس شد تا میراث رستوران را حفظ کند. پروژه بولیپدیا، یک دایرهالمعارف جامع آشپزی، و بولیگرافیا، آرشیو دیجیتال اسناد ال بولی، از دستاوردهای این بنیاد بودند. ساختمان رستوران ال بویی در ۲۰۲۳ به موزه ال بولی ۱۸۴۶ تبدیل شد. موزهای با با ۱,۸۴۶ غذا و ۶۸ نصب هنری که داستان این رستوران را روایت میکنند. مستند Las Huellas de elBulli (۲۰۲۱) در جشنواره سن سباستین نیز این میراث را به جهانیان نشان داد.
منابع:
https://artsandculture.google.com/story/qwURzFLVhm19LQ
http://www.elbulli.com/historia/index.php?lang=en
https://thechefslist.substack.com/p/the-legacy-of-elbulli
https://www.theguardian.com/world/2011/jul/31/ferran-adria-el-bulli-closure